به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، حجتالاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی، دبیر عالی جامعه روحانیت مبارز با حضور در استودیو گفتگوی ویژه خبری به موضوع «همبستگی مردم ایران سد محکمی در برابر توطئهها و فتنهها» پرداخت و به پرسشها در این باره پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
مجری: همانطور که می دانید روزهایی را شاهد هستیم که پس از ناکامی و شکست عملیات تروریستیِ آمریکایی-صهیونیستی علیه ملت ایران و جان باختن و شهید شدن تعدادی از هموطنان، حالا حجم تهدیدات آمریکاییها علیه ایران شدت گرفته و در ادامه آن اروپاییها هم مواضع خصمانه خودشان را آشکارتر اظهار می کنند.
حجتالاسلام پورمحمدی: ابتدا چون امشب، شب ولادت با سعادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان است، به جوانان عزیزمان عرض سلام و ارادت و تبریک دارم، بسیار آنها را دوست داریم، صمیمانه به آنها عشق میورزیم، به طور جدی دغدغه آنها را داریم، کشور را برای آنها و آینده آنها میخواهیم، نگران جوانانمان به خصوص در این روزها هستیم، میدانیم فشارهایی که به آنها میآید، جنگ روانیها، توطئهها، تخریبها، بازی با روان آنها و طبعاً نگرانی که نسبت به آینده خود دارند، میخواهیم بگوییم که ما غمخوار و دوستدار شما هستیم، انشاءالله که بتوانیم آنچه که میخواهیم برای شما فرزندان عزیزمان رغم بزنیم.
سؤال: اگر بخواهیم از اتفاقات خبری این روزها آغاز کنیم، یکی از مهمترین آنها اقدامی است که اتحادیه اروپا انجام داد و قرار دادن سپاه پاسداران در لیست گروههای تروریستی که البته پیش از آن هم در ماجرای اسنپبک تلاش میکردند که در دیپلماسی دنیا، خودی نشان بدهند آیا فکر میکنید این را هم در همان راستا میشود تعریف کرد، یعنی اروپا و اتحادیه اروپا به دنبال بازیابی جایگاه خودش از رهگذر این اتفاقات در دیپلماسی دنیا است یا اهداف دیگری را در این اقدامات دنبال میکند؟
حجت الاسلام پورمحمدی: واقعاً اروپا خیلی تغییر پیدا کرده است و به تازگی ترامپ هم گفته است که اروپا آن جایگاه قبلی را ندارد و اگر من نباشم و کمکتان نکنیم شما خودتان هم نیستید و خیلی تحقیرآمیز بود. در کنفرانس شرم الشیخ هم دیدیم با رهبران اروپا چطوری برخورد کرد و چه نسبتهایی به آنها داد. در مقالاتهایی که در کاخ سفید داشت خودش این طرف میز نشست و آنها را مانند مراجعه کننده شش هفت نفر را جلوی خودش نشاند. در سفری که به لندن داشت، پادشاه انگلستان را تحقیر کرد برخوردی که اخیراً در پیامی که برای رئیس جمهور فرانسه فرستاد و گفت من تو را آدم حساب نمیکنم و ارزشی نداری و باید کنار بروی. در تفکر خود امریکا و طبعاً جامعه جهانی، جایگاه اروپا به شدت کاهش پیدا کرده است. در برخوردی هم که نسبت به حادثه اوکراین و درگیری با روسیه پیدا شد، فهمیدند که کارهای نیستند و نمیتوانند نقشی را آنچنان که دوست دارند را ایفا کنند و خیلی کارهایی انجام دادند ولی دیدند که آنها در این میدان چندان شأن و نقشی ندارند و ترامپ هم خیلی سریع گفت که من هستم که باید تصمیم بگیرم.
این اروپا و حرکتهایی که انجام میدهد معلوم است دست و پا زدنهای قهقرایی است و به نظر من یک مقدار هم جبران آن تحقیری است که توسط امریکا و روسیه صورت گرفته است، حالا میخواهد آن تحقیر را در این مناسبتها با ما انجام بدهد. شما اگر میخواهید ضد تروریست باشید جلوی چشم همه دنیا ۲ سال و نیم است که یهودیها و اسرائیلیها اینگونه مردم فلسطین را قتل عام میکنند و کودکان و زنان و سالمندان را از بین میبرند، چرا یک بیانیه ندادهاید. دو سه حاشیه؟ موضع مختصر و اینها، چرا او را متهم به کار تروریست نکردهاید، چرا برخوردهایی که باید جلوی این قتل عام وحشیانه را بگیرید انجام ندادهاید. در این سالها همین سپاه پاسداران که که اینچنین با داعش جنگید، داعشی که کل منطقه را به آشوب کشیده بود و قتل عامهای وحشیانه انجام داد، چه در سوریه و چه در عراق و چه در جاهای دیگر، چرا اعلام موضوع نکردهاید به نفع سپاه، چون سپاه بود که میدان دار بود. در این حوادث اخیر که در ایران اتفاق افتاد، تا صبح جمعه سپاه و نیروهای وابسته به سپاه حضوری در این حوادث نداشتند و عمده درگیریها با نیروهای انتظامی بود تا شامگاه پنجشنبه روز بیست و یکم. این کاملاً معلوم است که این حرکت کاملاً حرکت سیاسی است و جبران آن تحقیری که شدند و طبعاً هم اثری نخواهد داشت.
سؤال: امتیازی در قبال این اقدام از آمریکاییها میتوانند بگیرند؟
حجت الاسلام پورمحمدی: من فکر میکنم بیشتر شاید فشار ضد انقلاب ما است که در آن کشورها تحرکاتی که دارند و شاید جبران گرینلند باشد. چون الان کشمکش گرینلند است باید یک حمایتی از امریکا انجام بدهند که مثلاً ترامپ را متقاعد کنند که کوتاه بیاید از داستان گرینلند و اینها. خب خیلی حقیر هستند واقعاً ترامپ به پشیزی آنها را حساب نمیکند، معلوم است در تمام روابطی که انجام داده است متأسفانه جایگاه اروپا میتوانستند نقش بهتری با تاریخ شان داشته باشند ولی نشان دادند که حتی در حفظ هویت پیشینه خودشان و جایگاه خودشان و منافع خودشان هم ناتوان هستند.
سؤال: درحالی صحبت میکنیم که شاهد حجم پرفشار تهدیدهای ایالت متحده علیه ایران هستیم، لشگرکشی و آرایش نظامی که به سمت منطقه خاورمیانه دارند و پیش از آن هم اغتشاشات را پشت سر گذاشتیم و پیش از آن هم جنگ ۱۲ روزه و پیش از آن هم در ابعاد مختلف چه رسانهای و چه اقتصادی تهدیدهای امریکایی همیشه بوده است ولی الان به نظر میرسد با یک ویژگیهای خاص تری اتفاق میافتد. رفتار امریکاییها را این روزها شما چطور تحلیل میکنید، آنها دنبال چه هستند و چه طرحی را پیاده خواهند کرد؟
حجت الاسلام پورمحمدی: من یک روایتی را میخواهم از داستان جنگ ۱۲ روزه عرض کنم و یک برداشتی از حوادث اخیر میکنم و تحلیل خودم را نسبت به این مسئله بیان میکنم. امریکاییها در جنگ ۱۲ روزه گفتند بیایید مذاکره و بعد هم تسلیم شوید وگرنه جنگ و فشار و اینها و منجر شد به روز ۲۳ خرداد و حمله اسرائیل. آنها انتظار داشتند که ما از نظر نظامی زمین گیر شویم و هم یک فروپاشی اجتماعی صورت بگیرد و مردم ما به میدان بیایند و اعتراض کنند و مشکلاتی که است آن زمان هم داشتند و الان هم دارند و طبعاً این گسست اجتماعی راه را برای حضور قویتر آنها و جنگ روانی قویتر آنها ایجاد کند. چند اتفاق مهم افتاد، یکی اینکه رهبری خیلی استوار و محکم و تاریخ ساز به میدان آمدند و جایگزینیهای لازم را در ردههای عالی نظامی به سرعت انجام دادند و تدابیر لازم نظامی هم ابلاغ شده بود، روی آن تأکید کردند، نیروهای مسلح هم علی رغم آن غافلگیری سخت و شوک وحشتناکی که روز اول و ساعات اول به آنها وارد شد به سرعت خودشان را بازیابی کردند و دیدیم که عملیات متقابل و بسیار شکننده و تأثیرگذار را ادامه دادند، هرچه زمان هم گذشت شدیدتر شد. امریکا آخر کار به اصرار اینکه خودی نشان بدهد و ضرب شصت محکمی بزند، عملاً بازخوردی که ما نسبت به مقر آنها در قطر داشتیم دید که نه داستان خیلی جدی است و ما جدی هستیم. ببینید جنگ تمام شد، با درخواست آنها، چه به دنبال آن اتفاق افتاد، مردم ما یک احساس قدرتی کردند، احساس آرامش کردند.
جالب است بدانید بازارهای ما متشنج نشد، در تمامی درگیریهای نظامی اولین چیز، حالا در کشورهایی که بیفرهنگ هستند غارت فروشگاهها است و یک مقدار با تمدن باشند میروند تخلیه میکنند و میخرند، عجیب است در این ۱۲ روزه ما هیچ آثاری از کمبود و هجوم مردم را به فروشگاهها برای ذخیره سازی آذوقه نداشتیم. این خیلی شکوه روانی یک جامعه را نشان میدهد و آرامش روانی یک جامعه را نشان میدهد. تمام نگرانیها و مشکلات و انتقادها و اعتراضات شان را آرام نگه داشتند و یک همبستگی و آن عظمت اقتدار در تشییع جنازه شهداء نشان دادند که در عرصه جهانی فوق العاده بود و جالب است تا چند ماه آمار ناهنجاری بزه توسط حتی متخلفین هم کاهش پیدا کرد و این مسئله خیلی جالبی است در رفتار مدنی یک جامعه. در مقابل آن اسرائیل آسیبهای شدیدی خورد، امریکا ناکام شد، نه هدف نظامی اش رسید و نه به هدف فروپاشی روانی در داخل ایران و گسست و نه اینکه یک پرستیژی از جهت اقتدار در عرصه بین المللی پیدا کند. در عوض جمهوری اسلامی هم از جهت مردم و هم از جهت توانایی نیروهای مسلح و تدابیری که دولتمردان هم داشتند در اینکه کشور و امور را اداره کنند، این فوق العاده بود. برعکس خواسته آنها اتفاق افتاد.
احساس من این است که اتفاقاتی که در یکماه گذشته افتاده است، اولین و اصلیترین هدف بود که این فضای ایجاد شده به نفع جمهوری اسلامی را دگرگون کنند. یعنی پرستیژ ملت ایران و آن هیمنه و جایگاه ممتازی که ایران پیدا کرد، قدرت نظامی، اقتدار رهبری و تدابیر هوشمندانه را واژگون کنند و آن تصویر را مخدوش کنند و آن تصویر وحشتناکی که برای اسرائیلیها در جنگ غزه و شلوغ کاریهای ترامپ و بی انضباطیها و نافرجامی طرحها که در فضای بین المللی اتفاق افتاد، مختصری ترمیم کنند. این نقشهها عمدتاً ناظر به آن است، اگر میخواستند یک حرکت برنامه ریزی شده درازمدت و تأثیرگذار انجام بدهند، طبعاً از حرکت نرم و باشکوه حضور گسترده مردمی که در چند روز اول بازاریها برای مشکلاتی که داشتند آمده بودند، همین را تقویت و تعقیب میکردند و میآمدند تبدیل میکردند به حرکتهای بزرگ مردمی که بگویند مردم ایران نمیخواهند و این حرف ها. ولی عملاً به سرعت خشونت آن هم خشونت بسیار ناهنجار و بسیار آزاردهنده و غیرقابل تحمل را ترغیب کردند. پیوسته هم در حرکت دمیدند که ما پشت سر شما هستیم، ادامه بدهید، ما حضور داریم و این حرف ها. این نشان داد که یک هدف دیگری را تعقیب میکنند، تخریب وجهه ملت ایران. بزرگترین خسارتی که در یکماه گذشته برای کشور ارزیابی میکنم ضمن اینکه تلفات نیروی انسانی بسیار بر ما سخت است و نگران کننده بود، من توضیح نسبت به این قسمت خواهم داد، پس از این و تخریبهایی که انجام دادند، خیلی آسیب زدند. ولی آنچه که برای آنها مهمتر بود، تخریب وجهه ملت ایران و آن جایگاه ممتازی که مردم ایران در برابر این حملات نظامی، جنگ روانی شدید و تحریمهایی بسیار سختی که در این یکی دو دهه اخیر انجام شده است، ملت ایران از خودش یک قوام و یک ثبات و یک منزلت فاخری نشان داد و میخواستند این را خراب کنند.
تا حدودی با این جنگ روانی و این به کار بردن عظیم رسانه ها، چه در فضای مجازی، در ماهواره ها، شبکههای تلویزیونی شان خیلی روی این موضوع کار کردند. من داستان اروپا را هم ادامه بخشی از این قصه میدانم که حتی به این تخریب روانی کمک کنند. به هر حال بگویند ببینید ایرانیها چطور وحشیانه به جان همدیگر تخریب میکنند، همدیگر را میکشند، نیروهای مسلح و نیروهای انتظامی شان بیرحمانه مردم را قتل عام میکنند تا بتوانند آن فضایی از گذشته داشتند هم برای تشدید تحریم مجوز بیشتری داشته باشند و همراهی بین المللی بیشتری داشته باشند، جنگ روانی که علیه ما داشته باشند، یک مقداری به نفع شان فضا کمک کند که اگر این اوضاع مثبت شد، بتوانند اگر عملیات کاری تری بخواهند مثلاً به شکل نظامی وارد کنند بتوانند وارد کنند. از این جهت احساس من این است که این کاری که ترامپ میکند بیش از اینکه حرکت نظامی باشد، دو بعد را هدف قرار داده است.
سؤال: تهدیدهایی که الان اتفاق افتاده است؟
حجت الاسلام پورمحمدی: این روزها به شدت دارد انجام میشود. یک مسئله اش این است که با این فشارها و با این جنگ روانی و با این عملیاتی که یکماه است در جامعه ایران به وجود آوردهاند، ما را به پای میز مذاکره خفت بار بکشانند. یعنی آن ادامه عملیاتی که تحقیر ملت ایران است که بگویند این ملت ایران نزدیک به ۵۰ سال جلوی ما ایستاد و سر خم نکرد و دنیا را علیه ما شوراند و ما ابرقدرت دنیا هستیم، تعیین کننده در دنیا هستیم، ما حرف اول و آخر را باید بزنیم و این حرف ها، یک کشور تا الان ایستاده است، نه این هم کوتاه آمد، بدانید که هیچکس قویتر از ایران نیست، با پیشینه و سابقه و توان و اینها کوتاه آمد، این یک هدف است که بتوانند تعقیب کنند. هدف دوم فضای داخلی را همچنان به تشنج بکشانند و ادامه بدهند. یعنی با این جنگ روانی، لشگرکشی، هیمنهای که الان ایجاد کردهاند، فضاسازیهایی که به وجود آوردهاند، تهدیدهایی که دارند انجام میدهند، عمدتاً این دو هدف تعقیب میشود. البته ترامپ آدم نامیزان و نامتعادل، الان در دنیا مشخص است، نمیشود رفتار او را کامل پیش بینی کرد. احتمال میدهیم خدایی ناکرده دست به یک کار نامعقولی بزند ولیکن من احساس میکنم که جریان غالب بر این طراحیها تعقیب این دو هدفی است که من ذکر کردم.
سؤال: شما در بیان تان اشاره کردید به جنگ ۱۲ روزه و از تعبیر غافلگیرانه در همان ساعات اولیه حمله استفاده کردید، نکتهای که در اکثر مصاحبه مسئولین هم بود که یک غافلگیری آن ابتدا شکل گرفت. به نظر میرسد در این ماجرای عملیات تروریستی هم به نوعی این غافلگیری دوباره تکرار شده است، قبول دارید؟
حجت الاسلام پورمحمدی: بله، من فکر میکنم که ما خیلی بهتر از این میتوانستیم مقابله کنیم با این تشنج آفرینی که دشمنان و اسرائیلیها و امریکاییها و دیگران و گروههای ضد انقلاب انجام میدادند. مشخص بود وقتی در آن عملیات شان ناموفق شدند، اول میخواستند عملیات نظامی را آغاز کنند و بعد شورش اجتماعی را آغاز کنند، ایندفعه گفتند از شورش اجتماعی شروع کنیم اگر موفق شدیم بعد عملیات نظامی مکمل انجام بدهیم. کاملاً قابل پیش بینی بود، در گزارشهایی هم که وجود داشت، هم اعلام شده بود و هم در جلسات تصمیم گیری مسئولین مطرح شده است، اطلاعات آن داد و ستد شده است و ما هم کمابیش خبردار میشدیم، طبیعی بود که اینها با ساز و برگ بیشتر و آمادگی بیشتری میآیند، بخصوص که آن فراخوانی که برای روز شامگاه هجدهم و نوزدهم دادند، ما باید اطلاعات لازم عملیاتی و میدانی را بیشتر کسب میکردیم تا اشراف اطلاعاتی بیشتری داشته باشیم و از طرفی قدرت پیشگیری و جلوگیری از بروز حوادثی که حدس زده میشد و در حوزه امنیتی معمولاً این مباحث محاسبه میشود، بدترین وجه آن ارزیابی میشود، تمهیداتی لازم بر آن آماده میشود. برای ما خیلی ناگوار است این مقدار تلفاتی که از هر طرف داده شد. تعداد زیادی از مردم بیگناه ما در این بین جان خودشان را از دست دادند و مشمول حکم شهادت شدند طبق ضوابط ما که اعلام هم شد.
تعدادی از نیروهای ما چه در نیروی انتظامی و چه در بسیج ما و چه در سپاه ما و برخی از افراد دیگر به شهادت رسیدند. تعدادی از آن طرف طعمه دسیسههای دشمنان شدند، از روی ناآگاهی و جهالت و مسائلی که متاسفانه درگیرش بودند دچار عملیات وحشتناک و جنایتکارانه شدند، اینها همه نگران کننده هستند، فرزندان ما هستند، ما باید دغدغه شان را داشته باشیم، یک نفر هم برای ما یک نفرست، از ما بیش از سه هزار نفر از همه اطراف تلفات گرفتند، این خیلی برای ما گران است و سنگین است و ما نباید اجازه میدادیم این اتفاق برای ما بیافتد، آنها روی این برای ما پرونده سازی میکنند، سه هزار را کردند ۵ هزار، ۵ هزار، ۷ هزار، ۱۲ هزار، ۲۵ هزار، ۵۰ هزار، عدد ۸۰ هزار را هم من دیدم که اینها دنبال جنگ روانی هستند و این عددها را میخواستند و تکرارکنند و باورپذیر کنند، حداقل در فضای دنیا این قدر تکرار کنند، ۳۰ هزار و ۴۰ هزار و ۵۰ هزار، که عادی شود اگر در فلسطین هم شده است، این جا هم شده است، آقای رئیس جمهور دستور دادند که اسامی اعلام شود، عجله کنیم، چرا تاخیر میکنیم، ما مدیریت رسانه و افکاری مان متاسفانه آن چنان که باید نیست، ما نباید اجازه دهیم که دشمنان برای ما سناریوی تبلیغاتی بنویسند و ما را به دنبال خودشان بکشانند، طبعا عکس العمل عملیاتی نخواهد بود، ولی هر موقع خواستیم عمل کنیم قاطع و سریع عمل کرده و اطلاع رسانی کنیم، اول فضای رسانهای خودمان را مدیریت کنیم، خیلی از جوانان، مردم ما باور ندارند برخی از این اطلاعات را، از بس در سرشان خوانده میشود و تکرار میشود و در فضای مجازی و ماهواره باورپذیری برای شان سخت شده است.
ما باید ادله و اسناد معتبر باور پذیر را برای جامعه مان مطرح کنیم، تکرار کنیم، سندهاش را تکرار کنیم و بگوییم هر کس غیر از این دارد بیاید بگوید، مثلا سه هزار وهفتصد و خوردهای که در این مجموعه داشتیم که جان شان را از دست دادند، اگر کسی دارد اسمش را بگوید و خانواده اش را بگوید، ما در هر فرضی شاکر خدا هستیم، در تلاشی که نیروهای امنیتی، مسئولین و دست اندرکاران و اصحاب رسانه و افکار عمومی مدیریت میکنند، قدردان دانیم و سپاسگزاریم که دشمن با همه تشکیلات و هیمنه و سازکار و سازوبرگش میدان آمده است، ما به سادگی و سهولت نگذریم و همه امکانات رابسیج کنیم و ما که ناتوان نیستیم و همه ظرفیتهای کشور در همه ابعادست، یک خورده کم کاریها، تعللها، کم دقتیها، عدم تمرکز روی اولویت ها، برنامه ریزی و تقید به برنامه ریزی و اجرای دقیق و حساب کشی دقیق، اینها ضرورت است، در همه چیزست، این روزها درگیر این شرایط و بحرانها و این مسائل بودیم، ولی در مسائل دیگر همین جور است، مسائل اقتصادی هم همین طور، نباید اجازه دهیم بازار مان این قدر تشنج ایجاد شود، کمبود ارز و تورم داریم ولی میدانند متصدیان اقتصادی که میشود بهتر از این اداره کرد، نمیگویم تورم از بین میرود و این وضع تشنج بازار کامل از بین میرود ولی فشارش کم میشود.
مردم باور میکنند که با جدیت و تلاش و برنامه ریزی کار میشود و با قاطعیت و مردم انتظار دارند در همه عرصه تدابیر قاطع میدان بیاید، هم اعلام و اقدام شود، نمیشود که ما هی بگوییم که این طور شد بله درستش میکنیم، آقا دو نفر مسئول این تعلل بودند و کم کاری داشتند، دو جا ناهماهنگ بودند، دو جا وظیفه شان نفهمیدند یا درست انجام ندادند، جامعه احساس میکند که یک خورده بعضی از جاها بی حمایت و بی سرپناه است و این خیلی درد زیادی است، جامعه در جنگ تحمل کرد، شش – هفت ماه پیش است، چرا صبوری کرد، دید دشمن خیلی شفاف آمد جلو، دید نیروها، قوی، جدی پای کار، دولت و غیر دولت، نیروهای مسلح و رهبری هم هدایت جامعه کامل انجام میدهد، احساس کرد پناهگاه دارد، پشتیبان دارد، او گفت که حالا آمدم قاطع برای ما جان دارند میدهند و تدبیر میکنند، ما هم همراهی میکنیم، این حس باید پیوسته، حالا جنگ شکلش عوض شد، این جنگ روانی و تخریبی است، دشمن در شکل دیگری توسط عوامل پنهانش، برخی از جوانان و بچههای ما درگیر کرد، به سرعت دشمن را معرفی کنیم، دشمن با جزئیاتش را توضیح دهیم و سازوکارهایش را، انتظار و تدابیر طبعاً بیشتر است.
نکتهای که این جا از این فرصت استفاده میکنیم، دغدغه و نگرانی مردم دارند، میگویند در این شرایط میآئیم، وظیفه مان است با دشمن میایستیم، من مطمئنم، شکی ندارم اگر خدای نکرده دشمن تعرضی به خاک، سرزمین و مردم ما بکنند، قاطعتر از گذشته یک پارچگی ملت را خواهید دید و تاریخ این به خوبی گواه بر این معنا است، مردم ما نقش رهبری و هدایت را هم فهمیدند و در هر مرحلهای او پذیرش و همراهی و تبعیت انجام خواهد شد و این لازمه مقابله با دشمن است و این فهم عمومی در جامعه ما ایجاد شده است، اما حرف این است که شما مشکلات را میبینید و دغدغهها را میبینید و گرفتاریها را خبر دارید، ولی خرتان از پل گذشت یادتان میرود، این نمیشود که، خوب بله، مردم جدی آمدند، اگر ما مردم مان را در صحنه نگه نداریم، او اقتدار ملی و آن همبستگی رهبری اشاره کرد ایجاد نمیشود، اوست که دشمن را سرجاش مینشاند، دشمن را عقب مینشاند و سلاح بازدارنده کشور و هر جامعهای است، اوست که تعیین کننده است در تمام مناسبات اقتداری و درگیریهایی که بین دشمنان و یک ملت اتفاق میافتد.
ما باید این وضعیت نگذاریم آسیب ببیند و این مسئله اساسی و جدی است، البته یک تغییراتی هم باید ایجاد شود. الان یک کمبودها و مشکلات و ضعفهایی داریم، بخشی روشن است که دشمن و تحریم است، واقعا تحریم بسیار بسیار فشارآورده است تا حالا، هر چه زمان میگذرد شدیدتر میشود و دشمنان هم روی این موضع سفت ایستادند و حتی این فشاری که باز اروپا ایجاد کرد، میشود گفت به نحوی تشدید تحریم را که میخواهند بسترسازی بیشتری بکنند و این به ما خیلی فشار آمده است، میدانیم، مسئولین و دست اندرکاران گرفتار این تحریمها هستند و شرایط برای شان سخت است، ولی نکته این است که بخش داخل و اقدامات داخلی هم خیلی تعیین کننده است، ما رهبری هم به کرات این را اشاره کردند، ما هم چه در داخل کشور و چه در کشورهای دیگر سوابق تاریخی گواه بر این معناست که خیلی ظرفیتها در ملتها و کشورها وجود دارد که میتوانند شرایط را برای خودشان آسانتر کنند، این فشارها را تا حدودی حذف کنند و عکس العملهای مناسب برای تاب آوری داشته باشند، برخی تصمیمات، سازوکارها و تاسیسات، دستور العملها و قوانین، روابط برای شرایط عادی بوده است، حالا سی سال پیش یا چهل سال پیش بوده است و الان کارآیی ندارد، ما باید تغییرموضع و تغییر رفتار دهیم و بعضی جاها تغییر رویکرد دهیم.
سوال: مصداقی چند نمونه بفرمایید؟
پور محمدی: کارآیی شان را برخی دستگاهها از دست داده و یا برخی از دستگاهها موازی کرده و نیروهای زیادی جذب کردند و درگیر مسائل ریز و جزئی شدند، برخی مواضع اقتصادی و مواضع سیاسی و برخی ارتباطات با جامعه است که اینها روال گذشته جواب نمیدهد و نداده است، ما باید اینها را بشینیم فکر کنیم و بازنگری کنیم و ارزیابی کنیم، صادقانه با مردم صحبت کنیم، بشینیم حرف بزنیم و حرف آنها را بشنویم، به خصوص مسئله جوان هاست که مسئله جدی ما است، باید با مردم و جوانان مان خوب صحبت کنیم و صادقانه صحبت کنیم و از آنها کمک بخواهیم و مشکلات را بیان کنیم و بگوییم واقعیتها این است، من بخش زیادی را نمیپذیریم، یک جاهایی که نپذیریم ولی فشار کاهش پیدا میکند، از مردم و فعالان کمک بگیریم، از کارآفرینان و متخصصین، ما ظرفیت بزرگی در کشور داریم همه امکانات باید جمع شود، این که انتظار داریم که فقط نیروهای مسلح از کشور دفاع کند و این که فقط دولت بار کشور را بردارد، این که انتظار داشته باشیم که فقط قوا بیایند این کار را بردارند نه امکان ندارد این حجم سنگینی که دشمنان ساختند، این جنگ تمدنی است، دنیا در حال تغییرست، وضعیت جابه جایی موازنه ها است توازن قدرت و توازن تفکر و فرهنگ دارد بهم میخورد، مسئله هم بسیار جدی است آمریکاییها جوانهای نوزده ساله تا ۳۵ ساله، چند تا نظرسنجی در ایام اخیر شده است، به شدت با سیاستهای ترامپ مخالفند، اصلا با سیاستهای حاکم بر آمریکا و به خصوص حمایت از اسرائیل مخالفند.
چند روز در آلمان که این قدر حامی اسرائیل است نظرسنجی کردند، هم نسبت به اسرائیل و آمریکا بالای ۶۰ درصد سیاست حکومت شان و دولت شان نظر منفی داشتند این تغییرات بزرگ اتفاق میافتد، جابه جاییهای اقتصادی است و فناوری، مثل چین و آمریکا، اقتدار نظامی مثل روسیه و تجمعات سیاسی مثل بریکس و شانگهای و تجمعات دیگری که در دنیاست، دنیا در حال یک تحول بزرگ است و یک تغییر پارادایم فرهنگی و تمدنی دارد اتفاق میافتد، ملت ایران خیلی تعیین کننده است، من احساسم این است که نگرانی بزرگ آنها از این که ایران با فرهنگ و تمدنش نقطه عطفی در این جابه جایی و تاثیرگذاری باشد، اول باید حیثیتش تخریب شده و قدرتش کاسته شود و برای انسجامش باید شکسته شود و تبعا ضعیف شود و تحلیل برود و از تاثیرگذاری اش باز بماند، ما باید این نقش را بپذیریم و به مردم و جوانان تفهیم کنیم، البته یک تغییراتی که در خودمان ایجاد کنیم، نمیشود که بگوییم هرچه ما میگوییم و میفهمیم درست است، هرچی ما تصمیم میگیریم درست است، مردم میگویند که اگر انتظار دارید همه باهم آن حادثه بزرگ پس از انقلاب اسلامی با هم در عرصه جهانی ایجاد کنیم باهم باید این کار را انجام دهیم و حرف کاملا درست و منطقی است.
احساسم این است که الان فرصتهایی که ایجاد شده و این شوکهایی به ما وارد شده است و زنگ خطرهایی که ایجاد شده و تجربه موفقی که ما به دست آوردیم هم پس از جنگ ۱۲ روزه و حوادث اغتشاش گرانه چند روز اخیر یک فهم به جامعه ما منتقل شده است و جامعه در انتظار تغییرات و تحولات منطقی و عاقلانه و با حفظ همه اصول، ارزشها، دین، اخلاق، اعتبار و همبستگی است و همه اینها را باور دارد جامعه، نشان داد که باور دارد و پای همه اینها ایستاده است و حاضرست جانفشانی کند، از این جهت خوب است که از این فرصتی که شاید شما از یک چیزهایی ناراحت شوید وکراهت برای تان داشته باشد، سخت باشد ولی به نفع شماست، از این شرایط سخت استفاده کنیم، خدا میگوید ما شما را امتحان میکنیم با سختی در مال و جان و امکانات و منابع و قدرت و اقتصاد و این هاتان، میخواهیم ببینیم چقدر مایه دارید و بشر الصابرین.
چقدر استوارید، اگر شما صابر بودید، خدا با شماست. با ما باشید، اگر صبر کنید، خدا هم کمک تان میکند، من اجر بی حساب هم در این دنیا به شما میدهم و هم در آن دنیا، از این جهت ما باید ثبات قدم مان براساس تفکر، براساس برنامه ریزی و براساس مطالعه دقیق و براساس یک آینده نگری درست و براساس همبستگی ملی و استفاده همه ظرفیتهایی که در کشورست استفاده کنیم، هر تجدیدنظری، هر اصلاحی، هر بازسازی شاید یک خورده تلخی و درد داشته باشد ولی، چون شیرینی پس از آن دارد، برای هم افراد و هم جوامع، لذت بخش است، ما برخی بعضی اوقات برای دولت صحبت میکنیم که تغییری در روش ها، آدمها و چهرههای تان و برخی از مسئولین تان بدهید، یک مسئولی خیلی خوب است برای شرایط آرام انتخاب میشود الان این شرایط سخت است، اصرار برای چه میکنید که این آدم، این نقشه و این جایگاه باید باشد.
بسیاری از کشورها در شرایط سخت تدابیر حتی سازماندهی متفاوت از شرایط عادی میگیرند. راهش هم این است، نمیشود دست روی دست هم گذاشت نه ما باید قاعدهای داریم، این قاعده باید انجام شود، برنامهای نوشتید برای شرایط عادی است که برای این شرایط سخت نیست، فردی برای شرایط عادی است، الان تغییر کند، نمیخواهیم آن فرد را تحقیر کنیم، جامعه باید باور کند که ما جدی هستیم برای دفاع از آن ها، برای جان، مال و آینده شان، با برنامه هستیم، از آنها کمک میگیریم، مطمئن هستیم، مردم خیلی راحت پشتیبانی میکنند، کم توقع میآیند میدان، صبوری فراوان خواهند داشت، این یک واقعیتی است که دیدیم، این ۴۷ سال از این تجربیات زیاد دیدیم، پیوسته تحریم، عملیات تخریبی، تروریستی و تجزیه طلبانه و جنگ علیه ما تدارک دیده شد ولی از اینها عبور کردیم، علتش این بود که در این شرایط حساس توانستیم این ابزار موفقیت را دور هم جمع کنیم.
در شرایط اخیر چند تا استان که بیشترین آسیب پذیری در گذشته داشته است و بیشترین فشار روانی از لحاظ سیاسی و تجزیه طلبی آن جا داشته است تقریبا کمترین آسیب چه از جهت تخریب، چه تلفات انسانی داشتیم، چرا، برخی تدابیر خوبی که دولت انجام داده، حس خوبی در آن جوامع و استانهای ما ایجاد کرد و کمترین تخریب در آن استانها داشتیم، اینها به ما درس میدهد و به ما یاد میدهد، که میشود خیلی راحتتر، کم هزینهتر مدیریت کرد، ما یکی از کشورهایی هستیم که پرهزینه اداره میکنیم، در اغلب تصمیمات و تدابیرمان گران تمام میکنیم، در کشور در حوزههای مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی گران اداره میکنیم، خیلی ارزانتر از اینها میشود اداره کرد.
سوال: با وقت اضافی که دوستان لطف کردند، شش دقیقه وقت این برنامه است که به پایان میرسد، صحبتهای شما ناظر به مسئولین بود که تغییر رویکرد و اتفاقات این چنینی اتفاق بیافتد، الان ممکن است خیلی از مردم ذیل این اخباری که شبانه روز دریافت میکنند، بحث همین تهدیدها و مسائل خبری است، برخی ممکن است که حس تعلیق داشتند که چه میشود و تصمیمی نمیتوانند بگیرند برای کسب وکارشان و زندگی شان، به مردم چه توصیهای دارید؟
پورمحمدی: اولا ما مردم باید اعتماد به خدا داشته باشیم، توکل به خدا، خدا وعده داده است که از مومنین دفاع میکند، خدا از آنهایی که ایمان آوردند دفاع خواهد کرد، این ایام مصادف با ولادت با سعادت حضرت حجت (عج) همه ما منتظر فرج حضرت هستیم، در روایات دادیم که انتظار فرج من الفرج یعنی که ما امیدوار باشیم به لطف خدا، روایتی داریم که پیامبر میفرماید از بهترین عبادتها در پیش خدا این است که انسان به فرج الهی امیدوار باشد، ما امیدوار شویم به لطف و کرامت خدا، این توصیه به ماست، هم مسئول وهم مردم، نکته دوم دچار هیجان و شوکهایی که برای ما ایجاد میکنند نشویم، مثلا چی، همین داستان این تعداد تلفاتی که این روزها بود، خود مردم ما دچارهستند که این عددها چقدر است برای این که ذهن ما را مغشوش کنند، دروغ روی دروغ، جنگ روانی روی جنگ روانی، یک خورده خودمان از فضاهای روانی که روی ما ایجاد میکنند، خودمان را نجات دهیم، به مسئولین خودمان اعتماد کنیم.
خودم انتقاد کردم روی اطلاع رسانی ها، این جور نباشد بدبین باشیم، این آثار ضرردهندهای دارد روی روان، که هیچ کس امید ندارد، مسئولین اجتماعی یک پیش بینیها و برآوردهایی دارند، این طور شایع میشود که طلا و دلار این جور است از آن طرف هم جنگ هم میخواهد بشود، جنگ خدای ناکرده بخواهد اتفاق بیافتد همان موقع تصمیم میگیریم که چکارکنیم، روان مان را درگیر کنیم، یک روز وزیر خارجه، یک روز وزیر دفاع آمریکا حرف میزند، یک روز رئیس جمهور ترامپ اینها میخواهند جنگ روانی علیه ما بکنند، در بازار میگویند فردا جنگ است و جنسها این جور میشود، مهمترین مسئله آرامش روانی مردم، اعتماد به مسئولین و خوشبینی، خوشبینی بین خودمان، خوشبینی به مسئولین که زحمت میکشند.
خوشبینی به حمایت الهی، حس میکنم که ما این جور نیست که ناتوان باشیم و امکانات مان کم باشد، اگر به این عناصر توجه کنیم، خدا وعده داده است، ۲۰ نفر صابر باشید بر دویست نفر غلبه میکنید، یک به ده، این وعده الهی است، اعتماد به خدا بکنیم البته با همت و هضم خودمان نه این که فقط به خدا اعتماد کنیم، خودمان واقعا به میدان بیاییم، همبستگی مان را داشته باشیم، اصلاح کنیم، از خدا میخواهیم که این توفیق را به همه ما بدهد و این خطرات از کشور ما دفع کند، به خصوص برای جوانان ما که فردا روز جوانان است.
سوال: برای جوانان توصیه دارید؟
حجت الاسلام پورمحمدی: جوانان ما خیلی نازنین هستند، سرمایه عظیم کشورمان هستند و بسیار دوست داشتنی، این جسارتهای شان را تحمل کنیم، حتی پرخاش گریهای شان را تحمل کنیم، این تحول ذهنی شان را بپذیریم، دنیا این چنین است، جوانان در این دنیا هستند این تحول خواهی و این بلند پروازی، این شورش گری ذهنی، همه اش منفی نیست، نکات مثبت هم دارد، باید درک کنیم جوانان ما را و احساس کنیم که اینها دلش شان برای کشورشان بیش از ما نسوزد، کمتر از ما نمیسوزد، نسبت به آینده اگر آنها جدیتر نباشند، کمتر نیست، چون آینده مال آن ها است، برای ما که تمام شده است، بیش از گذشته جوانان را درک کنیم، جوانان هم به ما اعتماد کنند، ما غمخوار و دلسوزشان هستیم، همه باهم آن چه باید و شایسته است برای ایران عزیزمان برسیم.










نظر شما